تبليغاتX
نگهبان شهر سفید !
                                 نگهبان شهر سفید !
                                                                                                                                      
در وبسایتها و وبلاگهای حامی دولت همیشه معترضین به نتایج انتخابات ریاست جمهوری متهم به تفرقه میشن !

اما سوال اینجاست چه کسی روز اول تخم نفاق رو در دل ملت کاشت ؟ میر حسین موسوی ؟

پاسخ این سوال رو میشه با چند دقیقه تامل درباره اتفاقات اخیر فهمید !

زمانی که پایگاههای مقاومت بسیج ، مراکز عرضه محصولات مذهبی ، مراکز مربوط به انصار حزب الله و ... تبدیل به ستاد انتخاباتی محمود احمدی نژاد شدن کاملا مشخص بود که انقلابی در پیش هست ! از همون ابتدا سیاست سایتها و وبلاگها و ستادها و در کل تمامی نهادهای رسمی و غیر رسمی حامی دولت نشون میداد که سیاست اونها ایجاد ۲ دستگی بین مردم به منظور داشتن اهرمی معقول با پشنتوانه مردمی برای سرکوب مخالفین هست !

 دومین علت  به وجود اومدن تفرقه و نفاق در بین مردم استفاده از لباس شخصی های متعصب و تندرو برای مهار جمعیت معترضین بود ! یعنی حکومت با سیاستی خواص ۲ گروه رو جلوی هم قرار داد ! یکی مردم عادی و دیگری تندرو های مذهبی !

سومین علت به نظر من شعارهای حمایت از مظلومین و محرومین و تزریق پولهای خرد به قشر پایین جامعه که خوب اغلب اعتقادات دینی زیادی هم دارن از جانب احمدی نژاد و در مقابل حمایت سرمایه داران و راس اونها خانواده هاشمی از میر حسین موسوی بود ! البته بد نیست اضافه کنیم حسادت هواداران احمدی نژاد که خوب همونطور که گفتم از قشر پایین بودن به خوش پوشی هواداران موسوی هم مزید بر علت شد که این تفرقه بین مردم روشن تر هم بشه !

این ۳ عامل به علاوه یک سری عوامل ریز و درشت تر دیگه دست به دست هم داد که اینجور استنباط بشه که شما ۲ گروه هستید ! یا مسلمان واقعی و پیرو خط رهبری و ولایت و منتظر اقا امام زمان ( عج) و حامی احمدی نژاد و یا منافق و کافر و بی دین و هوس ران و ...

که البته شخصا همه اینها رو زیر سر حکومت و البته به قصد هم میدونم ! یعنی مثلا خبرگزاری فارس که خودش از مدعیان این مساله هست که میر حسین موسوی تفرقه افکنی کرده ، خودش بزرگترین عامل تفرقه بین مردم هست !

در پایان حضور ملت ازادی خواه ایران رو در صحنه راهپیمایی روز قدس تبریک میگم گرچه چیزهایی به چشم دیدم که هنوز جلوش چشمانم هست و بعید میدونم امشب از شوک دیدن اونها خوابم ببره

پناه بر خدا !

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم شهریور 1388ساعت 1:31  توسط پدرام  |