من امروز ماجرای پروازم روبراتون شرح میدم تا متوجه شین تو سیستم پروازی ما چه اوضاعی هست هرچند تغریبا همتون میدونین اما چیزای جالبی براتون دارم
من ساعت ۷ پرواز داشتم به سمت کرمانشاه
ساعت ۵:۳۰ دقیقه خونه رو ترک کردم به سمت مهر اباد همین که رسیدم ساعت ۶:۱۵ دقیقه بود خوب رسیدم خوداییش
ترافیک سنگین نبود زیاد شانسم .رفتم کارت پرواز بگیرم تا از دست ساکم خلاص شم . من معمولا هر هفته مسافرت کاری دارم برا همین بعضی وقتا اتفاقمیوفته که مثلا من میرم هنوز اونجایی که کارت پرواز برا کرمانشاه میدم چون زوده اسم یه شهر دیگه هست من توجه نمیکنم میرم از همون میگیرم در واقع زیاد استثنا تو کارم هست انایی که زیاد پرواز دارن میفهمم من چی میگم . اقا من رفتم کارت پرواز بگیرم دیدم کنار کرمانشاه نوشته اصفهان اصلانگاهم به کرمانشاه نرفت مستقیم رفتم سراغ اصفهان فکر کردم هنوز مونیتور رو تغیر نداد چون دیگه باید میپرید هواپیمای اصفهان هنوز خیلی مونه بود به پزواز کرمانشاه .خلاصه رفتمبگیرم بلیطم رو دادم اون یابو کارمند اونجا اصلا بلیط رو توجه نکرد پرواز کرمانشاست برا من کار پرواز اصفحان صادرکرد من هم گفتم خوب دیگه یارو دیده و صادر کرده مگه میشه اشتباه تو کار باشه رفتم که وارد سالن انتظار شم شک کردم گفتم خوبه یه نگا بندازم باز یه کم دقت کردم شک کردم رفتم دیدم بابا کارت پروازماله اصفهانه که داده به من حالا بار من هم رفته و پرواز اصفهان در اخرین دقایق بلند شدن از زمینه رفتن اطلاع دادم بدبخت کارمده از کاری که کرده بود زرد شد یهو ترسید سریعا دوید رفت یه یکی از اون اتاقها بیسیم به دست چند دقیقه بعد ساک رو اوردن و من رفتم که کارت پرواز کرمانشاه بگیرم اما.... مطابق همیشه من یه کلکی سوار کردم همیشه وایمیسم یه زن تنها داره میره گیر میارم میرم میگم خانوم لطف کنین این بلیط و ساک من رو بگرین بگین ماله بچمه کوچیکه بار اولشه سوار هواپیمامیشه یه جای خوب بدین اینبار اینکلکم نگرفت کسی رو گیر نیوردم اخه ادم مجرد رو بد جایی میندازن . صندلی من ششم بود ششم سی وسط یعنی حالا ما قبل از پرواز تو سالن انتظارگشت میزدیم بعضیها با لبتاپ ور میرفتن بعضی ها هم باگوشیشون بعضی ها با اون بنزه که گذاشتن تو سالن ور میرفتن بعضیها رو صندلی ماساژ نشسته بودن بعضی ها هم یه چیزی میخوردن خیلی ها هم حرف میزدن با هم. من هم مشغول خوردن بودم تا اماده پرواز شم چون اصالا نمیتونم اون خوراک اشغال تو هواپبیما رو بخورم من با فوکر ۱۰۰ هواپیمایی اسمان پرواز داشتم . اولین سری رو داشتن بارگیری میکردن بعد از بازرسی و دیدن کارت پرواز سوار اتوبوس شدم و راهی شدم به سمت هواپیما تو راه هواپیماهایی رو میدیم که تو باند و اشیانه هاشون هستن . من رفتم تا رسیدم به هواپیما از لحظه ورود به هواپیما یه چیزی بهم مثل همیشه میگفت این میفته این میفته . نشتسم ۵ دقیقه بعد مهمانداراومد گفت میشه جاتون رو با این اقاعوض کنین با هم دوستن منم گفتم باشه من رو نشوند ردیف دوم زنیکه مهماندار نامرد . امنیت پرواز روبری منبود من رو نگاه میکرد تا اخز پرواز خلاصه تیک اف کرد و رفت بالا بعد از ۲ دقیقه تکانها شروع شد دیگه هواپیما شده بود محل انجام حرکات اکروباتیک یارو امنیت پرواز خودش رو کشت انقدر دعا خوند . بعد یارو گفت کمربند هاتون روببندین یک دفعه یه لرزه ایاومد که گفتم روز قیامت شد این سیهه معروف روز قیامته . اقا دیگه ما سر درد گرفتیم انقدر تکون خورد موقع لندینگ یه چیز جالب دیدم بان فرودگاه کرمانشاه تنها باندی هست در دنیا که دست انداز داره یه عمق یک متر لامصب کی نمیگه بابا اینقراره طیاره روش بشیه خلاصه ما به سلامت رسیدیم کرمانشاه اما هنوز سر درددارم ۱ ساعت هم تو فرودگاه منتظر شدم تا ساکم رو بگیرم که حالا این رو بیخیال میشیم
حالا به طور کلی محاسن و ایرادات پروازهای کشورمون رو بررسی میکنیم
محاسن :
ندارد
عیب ها :
قیمت بالای بلیط
تاخیر پروازها
کیفیت بد سرویس دهی در داخل هواپیما
استاندارد نبودن هواپیماها
گم شدن بار مسافرین و فرستادن اونها به شهرهای دیگر
بی توجهی مسئولین.....
پاینده و سر افراز باشین