امروز صبح امتحان برنامه نویسی پیشرفته ( عملی ) داشتم !
صریح بگم هیچی بلد نبودم ! اگر این رو رد میشدم کارم تموم بود ... بار دومی در کار نبود ...
ساعت ۹ و نیم امتحان ما شروع میشد یعنی یک دوره قبل ما امتحان میدادن که خوب دخترها بودن ... دخترها از پسرها زرنگ تر هستن این رو خوب من قبول دارم برای همین نمرات بهتری میگیرن پس من مطمئن بودم سیستمی که من روش میشینم هنوز دارای فایلهای سیو شده سوالات امتحانی هست چون در یک روز از تمام گروههایی که برای امتحان میرم کلا ۱ امتحان میگیرن ...
من ۲ راه داشتم !
۱ . با استفاده از تلفن همراه و مسج فرستادن و دریافت جواب از دوستم به سوالات جواب بدم !
۲ . با خودم یک برنامه ریکاوری ببرم تا فایلهایی که سری قبل از ما ساختن و ناظرین پاک کردن رو بازیابی کنم ...
هر ۲ روش ریسک داشت اما روشی بهتر رو انتخاب کردم که به همتون امتحان کردن اون رو پیشنهاد میکنم ![]()
ناظرین اونجا که معمولا عوض نمیشن و هر موقع بری همونها هستن طبیعتا همه مذهبی و وابسته شدید به دولت هستن اصلا برای همین الان سر این کار به این راحتی و خوبی هستن !
مردی که از ما امتحان میگرفت و یه شخص حزب اللهی شدید بود پس من میتونستم یک برگ برنده بسازم ! که ساختم و خداوکیلی نتیجه هم داد !
این شد که گشتیم تو بساطمون ببینیم چی گیر میاد به جرات میگم حتی یک شلوار پارچه ای و یا کفش مردونه نداشتم .. رفتم از دوستم که همسایگی ما هست یه شلوار پارچه ای گرفتم ... دوستان میدونن که بری گرفتم عکس واسه کاور البومم ریش گذاشتم که ترسناک تر به نظر بیام .... این ریش ها رو سامان دهی کردیم ! یک پیرهن سفید سالها پیش مادر بزرگم از مکه اورده بود اون رو هم پوشیدم ... از انباری رفتم یه جا نماز پیدا کردم لاش یه تسبیح بود !
خلاصه میتونین تیپ و چهره من رو تصور کنین ! شده بودم یک حجت السلام ولمسلمین ! ![]()
رفتیم اونجا بچه هایی که برای امتحان اومده بودن یکی از یکی اوضاعشون خراب تر بود ! هیچی سرشون نمیشد همه کاسه چه کنم دست گرفتن ! حتی یکی ایده داد که کل برق منطقه رو از کار بندازن ... همشون با تیپ های فشن و موهای سیخ و ...
من اومدن و یک سلام علیکم گفتم کلا ساکت شدن دیگه هیچی نگفتن ! ناگفته نماند که بعد از ۱ سال به سراغ عینکم هم رفته بودم و عینکی هم سر چشم داشتیم برای راحت تر دیدن مونیتور دوستان !
امتحان شروع شد و ناظر امتحانی که اون مرد حزب اللهیه بود از همون اول مجذوب وجنات اینجانب شدن ! اومد جلو و ازم درباره تسبیحم پرسید و منم شروع کردم به خالی بستن ! تعریف کردم که اقا شخصا ۱۱ تا از اماکن متبرکه رو با دست خودم بردم این تسبیح رو زدم به مرقد مطهرشون و اومدم بیرون یکبار هم به مدت ۱۲ ساعت در نقطه مرکزی بین الحرمین گذاشتم همونجا از شدت سینه زدن از حال رفتم ... خلاصه چرت و پرت میگفتم و این هم احسنتم میگفت !!!
دم اخری هم که اومد پروژه هام رو ببینه یه فیلم هندی بازی کردم و اون هم گفت خیالت کاملا راحت باشه قبولی شما بالای برگه من هم یه ستاره خوشگل زد گفت کارت حله و ما هم صلواتی فرستادیم و ....
خلاصه دوستان از ما به شما نصیحت ! شلوار سفید روی پیرهن یک ته ریش ساده و موها به سمت پایین و یک سلام علیکم جانانه و .... یک امضا خوشگل از طرف مقابل ! شاشیدم تو مملکتی که یک ته ریش و تسبیح کار هوش و اسعداد و شب زنده داری رو میکنه .... ![]()
اما سوال اینجاست چه کسی روز اول تخم نفاق رو در دل ملت کاشت ؟ میر حسین موسوی ؟
پاسخ این سوال رو میشه با چند دقیقه تامل درباره اتفاقات اخیر فهمید !
زمانی که پایگاههای مقاومت بسیج ، مراکز عرضه محصولات مذهبی ، مراکز مربوط به انصار حزب الله و ... تبدیل به ستاد انتخاباتی محمود احمدی نژاد شدن کاملا مشخص بود که انقلابی در پیش هست ! از همون ابتدا سیاست سایتها و وبلاگها و ستادها و در کل تمامی نهادهای رسمی و غیر رسمی حامی دولت نشون میداد که سیاست اونها ایجاد ۲ دستگی بین مردم به منظور داشتن اهرمی معقول با پشنتوانه مردمی برای سرکوب مخالفین هست !
دومین علت به وجود اومدن تفرقه و نفاق در بین مردم استفاده از لباس شخصی های متعصب و تندرو برای مهار جمعیت معترضین بود ! یعنی حکومت با سیاستی خواص ۲ گروه رو جلوی هم قرار داد ! یکی مردم عادی و دیگری تندرو های مذهبی !
سومین علت به نظر من شعارهای حمایت از مظلومین و محرومین و تزریق پولهای خرد به قشر پایین جامعه که خوب اغلب اعتقادات دینی زیادی هم دارن از جانب احمدی نژاد و در مقابل حمایت سرمایه داران و راس اونها خانواده هاشمی از میر حسین موسوی بود ! البته بد نیست اضافه کنیم حسادت هواداران احمدی نژاد که خوب همونطور که گفتم از قشر پایین بودن به خوش پوشی هواداران موسوی هم مزید بر علت شد که این تفرقه بین مردم روشن تر هم بشه !
این ۳ عامل به علاوه یک سری عوامل ریز و درشت تر دیگه دست به دست هم داد که اینجور استنباط بشه که شما ۲ گروه هستید ! یا مسلمان واقعی و پیرو خط رهبری و ولایت و منتظر اقا امام زمان ( عج) و حامی احمدی نژاد و یا منافق و کافر و بی دین و هوس ران و ...
که البته شخصا همه اینها رو زیر سر حکومت و البته به قصد هم میدونم ! یعنی مثلا خبرگزاری فارس که خودش از مدعیان این مساله هست که میر حسین موسوی تفرقه افکنی کرده ، خودش بزرگترین عامل تفرقه بین مردم هست !
در پایان حضور ملت ازادی خواه ایران رو در صحنه راهپیمایی روز قدس تبریک میگم گرچه چیزهایی به چشم دیدم که هنوز جلوش چشمانم هست و بعید میدونم امشب از شوک دیدن اونها خوابم ببره
پناه بر خدا !
ساعت ۳ بامداد بود که ملت داشتن از مراسم احیا برمیگشتن ... !
یه خانواده پر جمعیت داشت رد میشد که من چون اون ساعت ها اصولا خواب تو کارم نیست از بالا یه نگاهی کردم ببینم اینها چه موجوداتی هستن که انقدر سر و صدا میکنن !
علاوه بر سر و صدا خیلی هم خوشحال و خندان بودن ! من نمیدونم چی دادن بهشون خوردن اونجا !
با توجه به این که قبل از این خانواده چنتا ادم دیگه هم رد شده بودن ولی اینا دیگه خداییش نوبر بودن همسایه طبقه اول ما که یه مرد حدود ۳۳ ساله هست که تازه هم متاهل شده با همون لباس راحتی تو خونه اومد بیرون !
با حالتی خشمگین گفت اقا مرتیکه دلت خوشه رفتی دعا کردی ؟ خداییش هرچی دعا کردی و قران خوندی پرید !
یارو گفت چرا اقا ؟ چرا توهین میکنی ؟
همسایه ما گفت زهر مار چرا مرتیکه با اون ریشت ای شاشیدم تو اون مراسم احیایی که تو توش بودی مردم ازار ....
درگیری لفظی شروع شد و منم از بالا میخندیدم و نظاره میکردم !
یه دفعه همسایه ما رفت تو و اومد با یه دسته بیل ! برد هوا گفت الان چنان میزنمت امشب بشه شب قدر خودت ! حالا همسایه ها هم جمع شده بودن همه و داشتن این وسط میانجی گری میکردن که اقا ول کنین ماجرا رو ....
خلاصه جریان به خطر گذشت اما اقایون و خانومها پیام اخلاقی اینه !
خدایی نکرده اگر مراسم احیا میرین ( راه گم کردین دیدین همچین بساطی هستین ) موقع برگشتن عربده کشی نکنین ! مردم خواب هستن !
والسلام ! ![]()
البته خوب دقیقا یادمه ۲ سال پیش ما رتبه ۱۱۱ در جهان بودیم اما گویا پیشرفت کردیم و ....
یاد صحبت رئیس جمهور افتادم که میگفت امروز ایران به سرعتتتتتتتت در حال تبدیل شدن به یک قدرت منطقه ای هست !
داشتم فکر میکردم ماهواره امید که هوا کردیم .... یا انرژی هسته ای که به خاطرش سالهاست تحریم شدیم و ضربه های سخت اقتصادی که دیدیم .... گوساله هایی که هی شبیه سازی میکنیم و البته بعد چتد هفته میمیرن و صداش در نمیاد ....
ایا تونسته برای حداقل سرعت اینترنت این اولین و مهمترین فاکتور پیشرفت و تمدن در کشور ما کاری بکنه ؟
ایا از کامپیوتر ها مهم تر داریم ؟ ما الان کجا هستیم ؟
ای بابا بیخیال .... چه فکرهایی میکنی چه انتظاری داری ... تو کشورت روزی ۱۰ ساعت اب میره .. روزی ۲-۳ ساعت برق میره ... تا یه برف میاد گاز میره ... ۱ هفته مدارس تعطیل میشه ... تو به فکر اینترنتی ؟ ساده ای واقعا ...
ساخت چین هست ... خیلی جالبن !
اگر شما شغلی داشته باشید که با پولها و معاملات سنگین سر و کار داره میتونید به اتحادیه خودتون یه درخواست بدین و بعد یه سری فیلترها که در نظر گرفتن برای شما یه شوکر میفرستن که در مواقع لزوم از خودتون دفاع کنین ....
البته چنین قانونی از سالها پیش بود که شما با وارد کردن ماشین های گرون قیمت میتونین رو اونها یه اسپری فلفل بگیرین ..
اما نکته اینجاست ! چه تضمینی وجود داره که صاحب این شوکرها ازش استفاده صحیح بکنه ؟
بارها در خبرها داشتیم که در یک درگیری شخصی شخصه دیگه ای رو با شوک الکتریکی زده !
مساله اینجاست که برای ما هیچ اموزشی با این شوکر نیومد ! فقط ماموری که اورد کمی توضیح داد !
توضیحاتی که کافی نبود ! در واقع توضیحاتش درباره نحوه زدن بود نه نکات ایمنی !
حالا فرض کنین این روند دادن شوکرها که قیمت پایینی هم دارن ادامه پیدا کنه !
اونوقت هر کسی تو جیب خودش یه شوکر داره ! پس فردا تو خیابون تا دعوا میشه همدیگه رو با این شوکرها میزنن !
چه شود ! ![]()
قدرت کلیسا به حدی رسیده بود که کشیش ها بهشت رو میفروختن !
به این صورت که هر کسی میومد به اندازه پولش بهش زمین تو بهشت میدادن !
خانواده های مستمند اون زمان که اکثرا کشاورز بودن از نون زن و بچشون میزدن و در امد ۱ سال رو میدادن برای خودشون و خانوادشون تو بهشت زمین میخریدن !
تا این که یه میلیاردر روشن فکر شروع به مخالفت با این حماقت بزرگ کرد !
اما هر کاری کرد راه به جایی نبرد!
اخر رفت به کلیسا اصلی شهر گفت من میخوام تمام جهنم رو بخرم !!!
گفتن بابا بیا یه ۱۰ متر تو بهشت بخر عاقبت به خیر بشی جهنم چرا ؟
گفت اقا من تمام جهنم رو میخوام !
جهنم رو خرید و فرداش یه نیمکت اورد در کلیسا شهر گفت ای مردم هر کاری دلتون میخواد بکنید !
من جهنم رو خریدم ! این هم سندش ! معتبر معتبره !
شاید تو این دوره و زمونه هم یه همچین کسی احتیاج باشه !
اما دیشب برای اولین بار خواب رنگی دیدم !!!
یه خواب عجیب و غریب که شاید خیلی هم اتفاقی نیوفتاد تو خواب اما من رو تا همین لحظه تحت تاثیر قرار داده تمام موهای بدنم سیخ میشه وقتی فکرش رو میکنم ! خواهش میکنم اگر میدونین تعبیرش چیه حتما بهم بگین !!!
تا جایی که یادمه اینطور بود که ...
خیلی دیر وقت بود شاید نیمه شب بود ... شدیدا بارون میومد شدیدا !!!! هوا خیلی سرد بود ... صدای رعد و برق شدیدی میومد .... صدای تیر اندازی میومد از همه جای شهر ... صدای رگبار گلوله از همه طرف شنیده میشد .... صدای جیغ میومد !!! صدای داد و فریاد میومد ... البته از فاصله دور ....
یهو حس کردم انگار تو پیاده رو هستم و دارم با ۵-۶ نفر دیگه حرکت میکنیم ... خیابون خیلی خلوت بود ... یه ماشین که همه توش خوشحال بودن و شادی میکردن یه پرچم ایران بیرون گرفته بود و حرکت میداد ! توش یه اهنگ بلند هم گذاشته بودن انگار ....
دیدم انگار ما هم یکی یه پرچم کوچیک ایران دستمونه ! جلوی ما ۲ تا دختر ۲ تا پرچم بزرگ دستشون بود و همینطور که راه میرفتن حرکت میدادن ! هر ۲ پرچم سبز رنگ بودن که روشون یا حسین نوشته بود !
بازم چنتا ماشین دیگه رد شدن و هر وقت به ما میرسیدن اون ۲ تا دختر جلویی واسشون دست تکون میدادن و بپر بپر میکردن از خوشحالی !
بعد یه ماشین سفید رنگ خیلی اروم اومد... با نزدیک شدن به ما یه صدای عجیبی مثل ناله و فریاد بر اثر شکنجه به گوش ما رسید ... صدای تیر اندازی متوقف شد ! تو ماشین ۳ نفر مرد با چهره خیلی ترسناک که یکی یه باتوم دستشون بود ... با دیدن ما کنار زدن و پیاده شدن ! اومدن پیاده رو من انقدر تو خواب ترسیده بودم که داشتم سکته میکردم !!! یهو از پشت سر ما یه چیزی مثل موج یا نور بیشتر به موج میخورد همچین یه انرژی از پشت سر ما بهشون خورد که ترسیدن و سریع سوار ماشین شدن و فرار کردن منم بلافاصله از خواب پریدم ...
خلاصه اینم داستان خواب ما بود !!! نمیدونم چرا همچین خوابی دیدم !![]()
موزیک فوق العاده استاد سیاوش قمیشی !
که اگر به متن شعر و این نکته که استاد تا حالا هیچوقت سینگل ترک نداده بیرون توجه کنیم میفهمیم این اهنگ به شکل هوشمندانه ای درباره این روزهای ایران هست ! تنظیم این کار رو احتمالا رامون انجام داده چون ووکال بک هم رو هم خودش اجرا کرده !
این اهنگ به خصوص بیشتر به کسانی میخوره که الان بازداشت و تحت .....
طاقت بیار میشه شنید خندیدن دلها رو تو زنده میمونی رفیق طاقت بیار این راه رو
طوفان و پشت سر بزار اون سمت ما ابادیه این زمزمه تو گوشمه فردا پر از ازادیه
طاقت بیار رفیق دنیا تو مشت ماست
طاقت بیار رفیق خورشید پشت ماست
طاقت بیار رفیق ما هر 2 بی کسیم
طاقت بیار رفیق داریم میرسیم
دنیا اگه تاریک شد دستای فانوس و بگیر با من بیا با من بیا چیزی نمونده از مسیر
سرما و سوز برف رو اهسته پشت سر بزار امروز وقت خواب نیست ما با همیم طاقت بیار
زنده باد استاد سیاوش قمیشی !![]()
یکی نیست بگه اخه مرتیکه عوضی به تو چه که میای مردم رو نصیحت میکنی؟ اصلا به از تو خیلی خیلی گنده تراش چه مربوطه ؟
من تعجب میکنم چرا یهو کل اینترنت ایران شدن حجت السلام ! این همه وبلاگ ظاهرا اخلاقی از کجا اومد ؟؟؟
همین شما نبودین که امار روزانه ۱۱ میلیون بازدید رو به سایت های مبتذل ایرانی میدادین ؟
رو هم رفته ۳ میلیون حساب کاربری در این سایتها نشون از چیه ؟
حالا همین شما شدین حجت السلام و مردم رو نصیحت میکنین ؟ چرا این نصیحت ها رو مثلا پارسال نمیکردین ؟ حالا ؟ همین من که میرفتم تو همین سایتها تاپیک میزدم چند ساعت با مردم بحث میکردم که اقا این داستانها این مطالب این فیلمها اثرات مخربی رو در بخشهای مختلف به مردم میزنه ! ۲۰۰ نفر میومدن در همون ساعت اول به من فحش ناموس میدادن ! اون موقع شما کجا بودین داشتین فیلم دانلود میکردین یا ...
خانومی که میای درباره اسیب های اجتماعی دختران حرف میزنی خودت چند سالته ؟
حتما بالای ۵۰ سال سن داری و در عمرت هر انچه که تونستی کردی ! حالا شروع میکنی مردم رو نصیحت کردن ؟ اصلا اون دختره دلش میخواد هرکاری میخواد بکنه ! به جای این که بیاین درباره سالم سازی روابط صحبت کنین به کل یه خط قرمز روشون کشیدین که انقدر مشکل داریم !
همین دیشب یکی از دوستان حرف خوبی زد ! گفت انگار وبلاگ نویس های ما بعد از سکس میشینن پست مطلب میدن که اینطور تفکراتی ازشون در میاد !
این بخش از حرفهام بیشتر خطاب به وبلاگهای مذهبی و به خصوص .... ها هست !
اصلا یارو دلش میخواد روزی ۳ تا زن ببره تو خونشون هر کاری دلش بخواد بکنه مگر به تو اسیبی رسونده؟ مگر به سمت کسی تیر اندازی کرده ؟ مگر ۱۸ میلیارد تومن از مملکت خارج کرده ؟ مگه ۱۸۰ میلیارد وام گرفته و پس نداده ؟ یارو دختره دلش میخواد اصلا قبل ازدواج با ۱۰۰ نفر بخوابه به کسی اسیب زده ؟ با باتوم کسی رو زده ؟ یا باعث تحریم مملکت شده ؟ پسره دوست داره قرص اکس بخوره بعد اصلا بمیره ! یعنی میخوای بگی کسی تو این مملت نمیمیره یا کشته نمیشه ؟
چرا انقدر رو مسائل اخلاقی مانور میدین ! یه مفسد اخلاقی خطرناکتره یا مقسد اقتصادی ؟ اصلا این مفسد چه لفظ مسخره ای هست که به کار میبرین ؟ یعنی چی؟
زنده باد ایرانی ازاد که حد و مرز انسانها عقل و شعورشون باشه نه تفکرات یه مشت .... !
حالا تو این فکرم تو این مدت چیکار کنم ! تقریبا هیچ غلطی نمیشه کرد جز این که این کلاسهام رو برم یه چیزی یاد بگیرم حداقل بیکار نباشیم البته کنکور هم ...
اما...
این روزها بیشتر از هر روز دیگه به غلط کردن افتادم و حسرت روزهایی رو میخورم که سر شرط بندی ورقه مهم ترین دروس دبیرستان رو بعد از ۵ ثانیه سفید تحویل معلم میدادم ! یا روزهایی که سر کلاس کارم دائم مسخره کردن دبیر بود .... یا فرار های مکررم از مدرسه و دعوا و درگیری و تخریب و .....
حالا همه دوستان و هم دوره ای های من دانشجو شدن و پس فردا ادم مهمی تو این مملکت میشن .... و من و یه مشتی از اون ارازل اوباش به هیچ جا نرسیدیم و باید بریم خدمتی که با این شرایط بی سوادی و بی مدرکی عاقبتی جز افسردگی و اعتیاد و انحرافات اخلاقی و شرایط سخت محیطی و کارهای خطرناک و ... کلی مشکل جسمی و روحی دیگه نداره ....
این رو برای اون دسته از کسانی گفتم که رو دنده بیخیالی زدن ! بدونن عاقبتی جز من ندارن ! معجزه هم نداریم !
خدا عاقبت همه ما رو ختم به خیر کنه ! ![]()